رضا قليخان هدايت

139

مجمع الفصحاء ( فارسي )

نقش نگين خاتم و ختم رسالتند * نقد خزانهء ملك و عين خاتمند در اظهار بعضى از رموزات و مكاشفات بر سبيل كنايات قدرت كردگار مىبينم * حالت روزگار مىبينم از نجوم اين سخن نمىگويم * بلكه از كردگار مىبينم غين در دال چون گذشت از سال * بوالعجب كار و بار مىبينم در خراسان و مصر و شام و عراق * فتنه و كارزار مىبينم گرد آيينهء ضمير جهان * گرد و زنگ و غبار مىبينم جنگ و آشوب و فتنه و بيداد * از يمين و يسار مىبينم غارت و قتل و لشكر بسيار * در ميان و كنار مىبينم سكهء نو زنند بر رخ زر * درهمش كم‌عيار مىبينم ترك و تازيك را به يكديگر * خصمى و گيرودار مىبينم اندكى امن اگر بود آن روز * در حد كوهسار مىبينم بعد آن سال چند سال دگر * عالمى چون نگار مىبينم چون زمستان پنجمين بگذشت * ششمش خوش بهار مىبينم نايب مهدى آشكار شود * بلكه من آشكار مىبينم پادشايى تمام و دانايى * سرورى باوقار مىبينم بندگان جناب حضرت او * سربه‌سر تاجدار مىبينم تا چهل سال اى برادر من * دور آن شهريار مىبينم دور او چون شود تمام به كام * پسرش يادگار مىبينم بعد از آن خود امام خواهد بود * كه جهان را مدار مىبينم ميم وحى ميم و دال مىخوانم * نام آن نامدار مىبينم صورت و سيرتش چو پيغمبر * علم و حلمش شعار مىبينم يد بيضا كه باد پاينده * يار با ذو الفقار مىبينم زينت شرع و رونق اسلام * محكم و استوار مىبينم